چگونه شکست را به عامل موفقیت خود تبدیل کنید؟

از شکست هیچ وقت فرار نکنید.

تجربه‌ی حس شکست و ناامیدی ممکن است بعد سال‌ها فعالیت در یک حوزه خاص یا زمینه‌های مختلف بازهم به سراغ شما بیاید. بنابراین اینکه بگویید من هیچگاه دیگر شکست نمی‌خورم، حرفی کاملا اشتباه و نادرست است.

چون مانند فردی که برای اولین می‌خواهد روی صحنه تئاتر، دوربین فیلمبردای، پشت میکروفون و آنتن زنده‌ی تلویزیون قرار بگیرد، شکست بارها و بارها به سراغ شما خواهد آمد و برای شما دردسر ایجاد می‌کند.

جملات بالا همگی از زبان وایتنی کامینگز، نویسنده، تهیه کننده فیلم‌ها و مجری برنامه‌های زنده‌ی تلویزیونی بعد از حدود ۱۵ سال فعالیت در این حوزه‌ها است.

«من هرگز به شکست اعتقاد ندارم. من فکر می‌کنم که شکست هرگز واقعی نیست، چون تمام آن‌ها تمریناتی برای موفقیت‌های آینده هستند.»

به علاوه وایتنی کامینگز به دلیل اینکه فعالیت‌هایی بسیاری در زمینه‌ی نحوه‌ی حضور خانم‌ها و بانوان در محیط‌های عمومی، صحنه‌های مختلف تئاتر و برنامه‌های تلویزیونی انجام داده است، با موانع فراوانی مواجه شده که گاهی او را به عقب هل داده یا باعث شکست و عدم موفقیت او شده است. اما هیچ کدام از این اتفاقات نتوانست وایتنی را متوقف کند.

وایتنی خود دلیل چنین اتفاقی و نادیده گرفتن شکست‌های خود و تبدیل آن‌ها به عامل برای موفقیت را این می‌داند که همیشه سعی کرده است تا از زاویه‌ی طنز به شکست‌های خود نگاه کند.

وایتنی می‌گوید :

«در گذشته حس می‌کردم که شکست‌ها و اشتباهات من می‌توانند دلایل خوبی برای پرداخت نکردن بدهی‌های من باشند» اما در حال حاضر از روشی استفاده می‌کنم تا بتوانم شکست‌ها، اتفاقات ناگوار و لحظات تلخ و تاریک را به پل و راهی مناسب برای رسیدن به موفقیت تبدیل کنم.

شکل گیری موج تازه‌ای در شبکه‌های اجتماعی :

با افزایش تعداد شبکه‌های اجتماعی و باوجود قابلیت‌ها و ویژگی‌های هر یک از آن‌ها، برقراری ارتباط مستقیم و موثر با مخاطب کار بسیار ساده‌ای است. به طوری که چنین امکانی در صنعت فعالیت‌های سرگرم کننده و نشاط آور تحول عظیمی ایجاد کرده است.

با این حال شکل‌گیری موج تازه‌ای در شبکه‌های اجتماعی و ظهور سایر شبکه‌های اجتماعی مانند تیک‌تاک، این حس را در وایتنی کامینگز ایجاد می‌کند که ای کاش چنین امکاناتی زودتر در اختیار افرادی قرار می‌گرفت که مثل خودش فعالیت ارزشمندی انجام می‌دهند.

وایتنی می‌گوید :

«تکنولوژی، ابزارها و پلتفرم‌های جدید امکانات خوبی در اختیار افرادی قرار می‌دهند که مانند من فعالیت‌های ارزشمندی انجام می‌دهند و نیاز دارند که ارتباط موثر و مستقیمی با مخاطبان و طرفداران خود برقرار کنند. من حسرت می‌خورم که ای کاش زمانی که می‌خواستم فعالیت خود را انجام بدهم، ابزاری مانند اینستاگرام وجود داشت. زیرا من در آن زمان نیاز داشتم تا پیوسته با جامعه طرفداران خود در ارتباط باشم و زمان زیادی به فعالیت در چنین بسترهایی اختصاص بدهم تا یک به یک طرفداران خود را بیشتر در جریان فعالیتم قرار بدهم.»

فعالیت در شبکه‌های اجتماعی هم برای وایتنی کامینگز آنچنان خوشایند و رضایت‌بخش نبود. چرا که او اکثر موفقیت‌های خود را مدیون فعالیت‌هایی است که در گذشته و به عنوان یک تهیه کننده و مجری انجام داده است.

اما نقطه عطف فعالیت و زندگی وایتنی کامینگز را می‌توان زمانی دانست که تصمیم گرفت تا حرفه‌ی دیگری را در پیش بگیرد و به جای نوشتن و روایت داستان‌هایی تخیلی و غیرواقعی، در هر جایی که می‌توانست داستان زندگی خود را روایت کند.

نیاز به زمان برای رسیدن به موفقیت :

وایتنی می‌گوید :

«پنج یا شش سال طول کشید که اکنون به چنین موقعیتی برسم و در یک برنامه تلویزیونی یا هر صحنه‌ی دیگری حقیقت را بگویم.

من سال‌ها مطالب و متن‌های بامزه می‌نوشتم و این حس را داشتم که به این کار علاقه‌ی بسیاری دارم و از آن لذت می‌برم. اما هرگز به فعالیتی برای من تبدیل نشد که بخواهم همیشه آن را انجام بدهم.»

با این حال همچنان حس تجربه‌ی مجدد شکست و ناامیدی همچنان مانند شبحی همواره همراه افرادی مانند وایتنی کامنیگز است که به صورت انفرادی فعالیت می‌کنند. چرا که به طور مداوم در روند مقایسه‌ای میان ریسک‌ها و مزیت‌های فعالیتی قرار دارند که می‌خواهند انجام بدهند.

در حقیقت وایتنی کامینگز می‌خواهد بگوید اساسا آقا یا خانم بودن در برخی حوزه‌ها و زمینه‌ها همچنان پارامتر مهمی است و روی زندگی اجتماعی افراد بسیاری در سراسر جهان تاثیر می‌گذارد.

وایتنی می‌گوید :

«حضور در اجتماع و انجام برخی فعالیت‌ها هنوز هم برای برخی خانم‌ها و بانوان بسیار سخت دشوار است. اما من معتقدم که همه خانم‌ها با یادبگیرند که چگونه می‌توانند با چنین موضوعاتی کنار بیایند.»

وایتنی کامینگز زمانی که متوجه شد داستان زندگی‌اش بسیار شبیه به داستان زندگی بیشتر بانوانی است که در سراسر جهان زندگی می‌کنند، صحبت در مورد برخی از موضوعات و مسائل برای او بسیار سخت و دشوار شد. چرا که خود وایتنی آموخته بود در مواجه با چنین مشکلاتی چگونه رفتار کند و از چه ابزاری استفاده کند تا بر آن‌ها غلبه کند.

سخن پایانی، نتیجه‌گیری :

شاید زندگی وایتنی کامینگز پر از لحظات تلخ و ناخوشایند باشد اما درس‌هایی در خود دارد که بسیار تامل برانگیز است.

زندگی در شرایطی که همیشه حس شکست و ناامیدی را همراه خود داشته باشید، سال‌ها سکوت کنید و نتوانید در مورد مشکلات خودتان با دیگران حرف بزنید.

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *